شهر باران

شهر عشقی ساخته ام همیشه بارانی٬ خود نیز نسل بارانم، مرد باران...

شهر باران

شهر عشقی ساخته ام همیشه بارانی٬ خود نیز نسل بارانم، مرد باران...

کو؟

شانه‌هایی که برای گریه کردن دوست دارم کو؟
قلبی را که برای تپیدن دوست دارم کو؟
عشقی را که برای پرستیدن دوست دارم کو؟
کجاست آنکه می‌گفت...

آن عاشق سینه چاک و
دلخسته و دلبسته
که می‌گفت:
این و آن و
فلان و فلان و
چنین و چنان
در این لحظه که می‌خواهمش کو؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد